نام گذاری حضرت زینب علیها السلام به نقل از الخصائص الزینبیة
متن کتاب
في الخبر: أنّ فاطمة الزهراء عليها السّلام لمّا وضعت ابنتها الكبرى و مضى على ذلك أيّام، التفتت إلى أمير المؤمنين عليّ بن أبي طالب عليه السلام و قالت: «يا أمير المؤمنين، ألا تختار لابنتك هذه اسماً»؟ فقال عليه السلام: «يا بنت الصفوة، إنّ ذلك إلى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و إنّي لا أسبقه بها».
فجائت فاطمة الزهراء عليها السّلام بطفلتها إلى أبيها رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و قدّمتها له و حكت له قصّة تسميتها، فأخذها رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و ضمّها إلى صدره، و قبّلها فيما بين عينيها و دموعه تتقاطر، و إذا بجبرئيل ينزل من عند الجليل و يقرئ رسول اللّه – صلّى اللّه عليه و آله و سلّم – السّلامَ و يقول له: «السلام يخصّك بالسلام و يقول لك: «سمّها باسم زينب»». فسمّاها رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باسم «زينب».
و في خبر آخر: إنّ فاطمة الزهراء عليها السّلام لمّا كانت حاملة بابنتها الكبرى لم يكن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حاضراً في المدينة و إنّما كان في سفر، فلمّا وضعتها سألت أمير المؤمنين عليه السلام أن يختار لوليدتها اسماً، مخافة أن يبطئ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و يتأخّر في القدوم من سفره، فقال عليه السلام: «إنّي لا أسبق أباك رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم في ذلك، و إنّي آمل أن يرجع من سفره قريباً إن شاء اللّه و يختار لها اسماً».
فما انقضت إلّا ثلاثة أيّام حتّى قدم رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم من سفره، و أتى دار ابنته فاطمة الزّهراء عليها السلام على عادته – فقد كان صلّى اللّه عليه و آله و سلّم من عادته أنّه إذا قدم من سفره كان أوّل من زاره هي ابنته فاطمة عليها السّلام – فقال له أمير المؤمنين عليه السّلام: «يا رسول اللّه، إنّ اللّه قد وهب لابنتك فاطمة بنتاً، فاختر لها اسماً».
فقال صلّى اللّه عليه و آله و سلّم: «إنّ ذرّيّة فاطمة و إن كانوا ذرّيّتي، إلّا أنّ أمرهم إلى اللّه تعالى، و إنّي أنتظر وحي ربّي في تسميتها». و إذا بجبرئيل ينزل من السّماء على رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و يقول له: «السّلام يخصّك بالسّلام و يقول لك: «سمّ هذا المولود باسم «زينب»، فقد كتبناه لها في اللّوح المحفوظ»».
فضمّها رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم إلى صدره و قبّل ما بين عينيها و سمّاها باسم «زينب»، ثمّ قال: «ليبلّغ الحاضر من أمّتي الغائب منهم بكرامة ابنتي هذه زينب، فأنّها شبيهة جدّتها خديجة الكبرى»، و في رواية: «إنّها شبيهة خالتها أمّ كلثوم».
ترجمه
در روایت آمده است: هنگامی که حضرت زهرا علیهاالسلام دختر بزرگش، حضرت زینب علیهاالسلام را به دنیا آورد و چند روزی از آن گذشت، به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیهالسلام گفت: «ای امیرالمؤمنین، آیا برای این دخترت نامی انتخاب نمیکنی»؟ حضرت فرمودند: «ای دختر برگزیده، این کار بر عهدۀ رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم است و من در این امر بر او پیشی نمیگیرم».
پس فاطمۀ زهرا علیهاالسلام کودکش را نزد پدرش رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم آورد و داستان نامگذاری را برایش بازگو کرد. رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم او را گرفت و به سینه چسباند و میان چشمانش را بوسید درحالیکه اشکهایش جاری بود. در این هنگام جبرئیل از جانب خداوند متعال نازل شد و بر رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم سلام رساند و به او گفت: «خداوند تو را ویژه سلام میکند و میفرماید: «او را زینب نام بگذار»». پس رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم او را «زینب» نام نهاد.
و در روایت دیگری آمده است: هنگامی که فاطمۀ زهرا علیهاالسلام به دختر بزرگش باردار بود، رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم در مدینه حاضر نبود و در سفر به سر میبرد. وقتی او را به دنیا آورد، از امیرالمؤمنین علیهالسلام خواست که برای نوزادش نامی انتخاب کند، از ترس آنکه رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم در بازگشت از سفرش تأخیر کند. حضرت فرمودند: «من در این کار بر پدرت رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم پیشی نمیگیرم و امیدوارم انشاءالله بهزودی از سفرش بازگردد و برای او نامی انتخاب کند».
سه روز نگذشته بود که رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم از سفرش بازگشت و طبق عادتش – زیرا از عادت آن حضرت بود که هرگاه از سفری بازمیگشت، نخست به دیدار دخترش فاطمه علیهاالسلام میرفت – به خانۀ دخترش فاطمۀ زهرا علیهاالسلام آمد. امیرالمؤمنین علیهالسلام به او گفت: «ای رسول خدا، خداوند به دخترت فاطمه دختری عطا کرده است، پس برای او نامی انتخاب کن».
حضرت فرمودند: «اگرچه فرزندان فاطمه فرزندان من هستند، ولی امر آنان به دست خدای متعال است و من در انتظار وحی پروردگارم برای نامگذاری او هستم». در این هنگام جبرئیل از آسمان بر رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم نازل شد و به او گفت: «خداوند تو را ویژه سلام میکند و میفرماید: «این مولود را «زینب» نام بگذار که ما آن را برای او در لوح محفوظ نوشتهایم»».
پس رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم او را به سینه چسباند و میان چشمانش را بوسید و او را «زینب» نام نهاد. سپس فرمود: «حاضران از امتم به غایبان آنان، دربارۀ کرامت دخترم زینب خبر برسانند؛ زیرا او شبیه مادربزرگش خدیجۀ کبری است». در روایتی دیگر آمده: «او شبیه خالهاش امکلثوم است».
منبع
الخصائص الزینبیة، ص۴۱. محتوای جریان بالا در کتاب زینب الکبری علیهاالسلام نقدی (چاپ اعلمی)، ص۲۱ آمده.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
نظرات