غارت گوشواره دختر امام حسین علیهما السلام به نقل از بیاض روضه خوانی
متن کتاب
[در هنگام غارت خیمهها] چشم یک ظالمی بر فاطمه، دختر امام حسین افتاد که یک جفت گوشوارۀ مرصّع در گوش آن یتیمِ بیپدر بود. آن ظالم دست طمع را به جانب گوشوارههای آن مظلوم دراز کرد و او بند دست آن ظالم را گرفت و شروع به گریه و التماس کردن نمود. آن ولدالزنا رو بهجانب او کرد و گفت: «ای دختر، چرا اینقدر گریه و التماس را برای یک جفت گوشواره میکنی»؟
آن معصومه گفت: «ای ظالم، دلم از برای مال دنیا نمیسوزد و گریه و التماس من از این جهت است که در روز عید به خدمت پدرم مشرّف شدم و پدرم مرا به روی زانوی خود نشانید و این گوشوارهها به عوض عیدی، به گوش من کرده است و این یادگار پدر من است. ای مرد، بیا و از برای خدا دست از این گوشوارهها بردار». آن ظالم در غضب شد و سیلی بر صورت فاطمه زد.
منبع
کتاب بیاض روضهخوانی به شمارۀ ۱۵۸۹۴ در کتابخانۀ مجلس، صفحۀ ۱۹ فایل pdf.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
نظرات