لرزش حضرت سکینه علیها السلام به نقل از بیاض روضه خوانی
نقل اول
[قبل حرکت اسرا از کربلا به سمت کوفه] ابن سعد ملعون جمعی را موکل کرد که اهلبیت غریب امام حسین را از خیمه بیرون کردند. شمر ملعون با چند نفر دیگر رو به خیمههای امام گذاشت و فریاد میکرد که: «ای خواهران حسین، از خیمهها بیرون آیید که الحال شما اسیرید».
راوی گوید که این صدا چون به گوش زینبِ بیبرادر و سکینۀ بیپدر… و مادر یتیمان رسید، زینب با لباس سیاه گریهکنان از خیمه درآمد… . اما سکینه بنا کرد به لرزیدن بهنوعی که تمام استخوانهای بدن آن طفل صدا میکرد. زینب چون آن طفل را مضطرب احوال دید، او را در بر گرفت و او را دلداری میداد. سکینه عرض کرد: «ای عمّ، مگر این ظالمان ارادۀ قتل ما را دارند»؟ زینب خواتون فرمود: «ای سکینه، ارادۀ قتل ما را ندارند، میخواهند ما را اسیر کنند». …
نقل دوم
مرویست که چون اهلبیت غریب دیدند که کوفیان رو به خیمهها دارند، پس همه رو به امام زینالعابدین کردند، خصوصاً اطفال کوچک امام حسین که رقیه و سکینه باشند، خود را به دامان آن بیمار انداختند و باقی زنان و خواهران امام شهید دامن آن بزرگوار را گرفته بودند، سکینه چون از همه کوچکتر بود، در آن وقت مثل بید میلرزید و دست در گردن امام زینالعابدین انداخته [بود] …
منبع
کتاب بیاض روضهخوانی به شمارۀ ۱۵۸۹۴ در کتابخانۀ مجلس، صفحۀ ۶۱ و ۶۷ فایل pdf.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
نظرات