چگونگی به میدان رفتن حضرت عباس علیه السلام به نقل از حزن المؤمنین نجفی کاظمی
متن کتاب
پلید دیگری را نزد مختار حاضر نمودند «ابوخلیق» نام. از او سؤال نمودند که: «تو در کربلا چه کردهای»؟ گفت: «من لشکرنویس ابن سعد بودم». … مختار فرمود: «تو را به خدا قسم میدهم که زیاده کجا دلت سوخت به حالت آن حضرت»؟
گفت: «در حالتی که کس دیگر نمانده بود به جز حسین و عباس، و چون جناب عباس اراده میدان مینمود، امام حسین منع میفرمود. چون امام حسین عزم میدان میکرد، جناب عباس التماس مینمود. و چون هر دو میخواستند بهیکبار حمله نمایند، زنان از خیمهها بیرون میدویدند و دامان ایشان را میگرفتند.
آخرالامر یکی از میمنه و یکی از میسره حمله کردند و غبار به حدی صفحۀ کارزار را گرفته بود که کسی کسی را نمیدید. بعد از ساعتی که هوا روشن شد، سر حسین بن علی را بر نیزه دیدم». مختار آن قدر گریست که بیطاقت شد.
منبع
حزن المؤمنین نجفی کاظمی، ص۶۵۵.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
نظرات