بیت الاحزان به روایت کتاب عنوان الکلام

متن کتاب

[حضرت زهرا علیهاالسلام] را همین‌که گریه او بسیار می‌شد، اهل مدینه به نزد حضرت امیر علیه‌السلام می‌آمدند که: «یا علی، فاطمه را بگو یا شب گریه کند یا روز». جناب امیر علیه‌السلام پیغام اهل مدینه را رسانید، عرض کرد: «یا علی، اینک از دنیا رفتن من نزدیک است»!

بعد از آن، روزها دست حسنین را گرفته می‌رفت به بقیع، بنابر روایتی زیر درختی می‌نشست و می‌گریست و شام مراجعت می‌کرد. منافقین به جهت تسلی او آمده درخت را قطع کردند! چون روز بعد آمد، دید درخت را بریده‌اند، در آفتاب نشست مشغول گریه شد. جناب امیر علیه‌السلام آمدند دیدند ایشان را در میان آفتاب نشسته، ایشان را برداشته به خانه آمدند.

جناب امیر بر خود هموار ننمود که زمان کمی ایشان در آفتاب باشند، پس چه حالتی بر آن بزرگوار روی داده بود که در عالم باطن می‌دیدند بدن مطهر فرزند خود را که برهنه روی خاک افتاده، آن هم نه یک روز، بلکه سه روز و دو شب، بنا بر بعضی روایات ده روز و ده شب تا آن که طایفه بنی‌اسد آمدند دفن کردند.

منبع

عنوان الکلام، ص۸۴.

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *