اشعار گلوی بریده امام حسین به نقل از حضرت سکینه علیهما السلام به نقل از اسرار الشهادة دربندی
متن کتاب
و قد ذكر في جملة من الكتب: أنّ سكينة – أي هذه الصّغيرة – قد غشي عليها و هي حاضنة جسد أبيها، و قد سمعتْ في حال غشيتها كلام الإمام عليه السّلام المظلوم الشّهيد روحي له الفداء، من حلقومه الشّريف:
«شيعتي ما إن شربتم / عذب ماء فاذكروني
أو سمعتم بغريب / أو شهيد فاندبوني
و أنا السّبط الّذي / من غير جرم قتلوني
و بجَرَد الخيل1 بعد ال /قتل عمداً سحقوني
ليتكم في يوم عاش وراء / جميعاً تنظروني
كيف أستسقي لطفل / فأبوا أن يرحموني»!
ترجمه
در تعدادی از کتابها ذکر شده است: سکینه – یعنی همین دختر خردسال – درحالیکه پیکر پدرش را در آغوش گرفته بود، بیهوش شد و در حالت بیهوشی، سخنان امامِ مظلومِ شهید علیهالسلام را که از حنجرۀ شریفش خارج میشد، شنید:
«شیعیان من! هرگاه آب گوارایی نوشیدید، مرا یاد کنید
یا هرگاه داستان غریبی یا شهیدی را شنیدید، بر من ندبه و گریه کنید
و من آن سبط پیامبرم که بدون هیچ گناهی مرا کشتند
و پس از کشتنم، عمداً با اسبهای مو کوتاه2 بر پیکرم تاختند و آن را درهم کوبیدند
ایکاش روز عاشورا همگی آنجا بودید و مرا میدیدید
که چگونه برای کودکی آب طلب میکردم، اما آنان از رحمکردن به من خودداری کردند»!
منبع
کتاب اسرارالشهادة، ج۲، ص۲۸۲.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
نظرات