آب آوری حضرت عباس علیه السلام به نقل از عنوان الکلام

متن کتاب

چون جناب عباس به‌عنوان آب‌آوردن روانه شد، با کسی از زنان و دیگران وداع نکرد. جناب ابی‌عبدالله علیه‌السلام به علم امامت می‌دانستند که دیگر ابوالفضل بر نمی‌گردد، همین‌که جناب عباس چند قدمی رفت، با خود خیال کرد که: ای عباس، شاید رفتی و دیگر برنگشتی و چشم تو دیگر بر جمال برادر نیفتاد، برگرد توشه از جمال برادر بردار.

همین‌که برگشت که توشه بردارد، دید برادر را که با پاهای پیاده از عقب می‌آید، جناب عباس پیاده شدند [در اینجا مصنف یک بیت شعر نقل می‌کنند]. دو برادر دست در گردن یکدیگر وداعی کردند که ملائکه را به گریه در آوردند.

امام برگشت بر در خیمه ایستاد، منتظر که عباس آب بیاورد یا نه، یک‌مرتبه صدای نالۀ عباس بلند شد که: «یا أَخا، أَدْرِکْ أَخَاکَ؛ ای برادر، دریاب برادر خود را». آن جناب آمدند به بالین عباس فرمودند: «الآنَ انْکسَرَ ظَهْرِی وَ قَلَّتْ حِیلَتِی؛ برادر، حال پشت من شکست و حیلۀ من کم شد»!

الهی هیچ برادری نبیند یک طرف علم افتاده، یک طرف مشک افتاده، یک طرف دست راست، یک طرف دست چپ، یک طرف خود عباس فرق شکافته، بدن پاره‌پاره روی خاک افتاده! سر او را بر دامن گرفتند و مکالماتی فرمودند که جگرها را می‌شکافد!

منبع

عنوان الکلام، ص۳۴۶.

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *