-
خرید بخشی از زمین کربلا و دفن شهدا به نقل از وسیلة الفردوس
چون سیدالشهدا در صحرای کربلا نزول اجلال فرمودند، پس آن حضرت حبیب بن مظاهر اسدی را طلبیده، از وی تحقیق مالک آن صحرا را نموده، حبیب به عرض رسانید که: «طایفهای از بنیاسد که در غاضریه و نینوا سکنی دارند، صاحب این سرزمین ایشانند». پس حضرت فرمود: «در میان آن قبیله برو و مشایخ ایشان…
-
گفتگوی حضرت زینب با امام حسین علیهما السلام در شب عاشورا به نقل از بیاض روضه خوانی
سکینه میگوید که: [در شب عاشورا] گریه بر من غلبه کرد، از خوف آنکه مبادا پدرم با خبر شود، متوجۀ خیمۀ عمهام زینب خواتون شدم. چون از کثرت اشک جایی را نمیدیدم، پایم در دامن پیچیده شد، افتادم. از صدای گریۀ من، عمهام از خیمه بیرون آمد، مرا به آن حالت دید، سراسیمه احوال از…
-
ورود اسرا به کوفه به نقل از الدرّ المسلوک
حذام اسدی میگوید: زنان اهلبیت را دیدم که گریبانهای چاکزده و چهرههای زخمی داشتند، بر گونهها میزدند و در حالی وارد کوفه میشدند که بهخاطر زینهای شتر از رانهایشان خون میریخت.
-
حضور زنان فاطمیات در مجالس عزاداری به نقل از اسرار الشهادة
بعد بهدرستی اینکه در السنۀ جمعی از صلحا و ثقات در نقل، دایر است که جماعتی از زنهای اهل بحرین و قطیف مشاهده کردهاند در جملهای از مجالس عزا امور عجیبه، مثل اینکه مشاهده کردهاند در مجالس عزا و مواضع متعلّق به اینگونه محافل، جمعی از زنان طاهرات و بنات فاطمیات علیهمالسلام که همه بیرو…
-
عزاداری اسرا در شام به نقل از محرق القلوب
در کتابی به نظر فقیر رسیده که: زینب خاتون از یزید خواهش نمود که سرهای شهدا را به مجلس تعزیۀ ایشان بفرستد، یزید هم قبول نمود و گفت: «هرچه خواهید بکنید» و خانهای از برای ایشان مقرّر نمود. پس جمیع زنان قریش و بنیهاشم که در شام بودند، لباسهای سیاه پوشیدند و بهاتفاق مصیبتزدگان کربلا…
-
حضرت سکینه علیهاالسلام در قتلگاه به نقل محرق القلوب
در آن وقت [در قتلگاه] سکینه دختر سیّدالشهداء دوید و جسد منوّر پدر خود را در بر گرفت و رو بر آن مالید و با جگرسوخته مینالید، تا جمیع حاضران را به گریهوناله درآورد، و اینقدر گریست و بر فرق خود زد که بیهوش گردید.