وداع حضرت عباس علیه السلام به نقل از روضة الشهدا
متن کتاب
اما عباس علی که علمدار حسین بود، چون احوال برادران بر آن منوال مشاهده نمود، سیل خون از دیدۀ محنتدیده بگشود. … پس علم برداشته پیش حسین آورد و بالای سر مبارکش بر پای کرد و گفت: «ای برادر، علمداری ما با قیامت افتاد، عنایتی نما و اجازتی فرمای». حسین بگریست و گفت: «ای برادر، نشانۀ لشکر من تو بودی، همین که تو بروی همۀ جمعیتها به تفرقه مبدل گردد»!
عباس گفت: «ای پسر رسول خدای، جان من فدای تو باد! دلم از دنیا به تنگ آمده و آیینۀ سینۀ از غبار آزار اغیار زنگ گرفته، میخواهم که داد خویشان از ستمکاران بستانم و به تیغ انتقام بعضی را از مدبّران کوفه و منکران شام بیجان گردانم» حسین فرمود که: «چون مراد تو این است، باید که به میدان روی و اول بر این قوم حجت گیری…».
[بعد از موعظۀ لشکر دشمن و بازگشت به سمت خیمه] ناگاه از خیمه فریاد و فغان برآمد و صدای العطش العطش به محیط آسمان رسید. عباس خروش و زاری اهلبیت شنیده، بیطاقت گشت و مشکی و دو مطهره برگرفته، نیزه در ربود و روی به آب فرات نهاد… .
منبع
روضة الشهدا (انتشارات علمی و فرهنگی)، ص۵۸۳. همین مضمون در: المنتخب طریحی (چاپ اعلمی بیروت)، ص۳۰۵.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
نظرات