لباس پیامبر صلی الله علیه و آله و لباس امام حسین علیهالسلام
متن کتاب
در احوال فاطمه علیهاالسلام مذکور است: علی علیهالسلام پیراهنی که رسول خدا صلی الله علیه و آله را در آن غسل داده بود، از آن مخدره مخفی داشتند. وقتی فاطمه علیهاالسلام اصرار کرد که: «یا علی، آن پیراهن را به من بده، بوی پدر خود را از آن استشمام نمایم، بلکه قلبم قوّتی یابد»، جناب امیر علیهالسلام آن پیراهن را به آن مظلومه داد. چون چشم آن مخدره به آن پیراهن افتاد ضعف نمود، آب بر روی مبارکش پاشیدند، او را به حال آوردند.
فاطمه با مقام عصمت پیراهن پدر را میبیند ضعف میکند، جان من فدای تو ای زینب خاتون! چه حالتی داشتی وقتیکه وارد قتلگاه شدی و چشم تو بر بدن نازنین برادر افتاد!
در کتاب لسان الواعظین مذکور است که: آن مظلومه وقتیکه وارد قتلگاه شد، به کناری رفت و دست بهسوی آسمان بلند کرد و عرض کرد: «الها، این قربانی را قبول فرما»! آه چه مقام بلندی داشت! یک زن اینهمه مصیبت! چون نظرش به نعش برادر افتاد، نشناخت او را؛ زیرا که تمیز شخص به دو چیز است: یکی سر و دیگری لباس، و آن جناب نه سر در بدن داشت و نه لباس در تن! از بسیاری صدمه دانست که باید مقرّبترین شهدا باشد، گویا باور نمیداشت کسی با فرزند رسول [صلی الله علیه و آله] این معامله را بنماید، این بود که سه مرتبه عرض کرد «أ أنتَ أخی»؟
منبع
عنوان الکلام، ص۹۷.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
نظرات