حضور امام حسین بالای بدن حضرت علی اکبر علیهما السلام به نقل از روضة الشهدا

متن کتاب

و در روایتی دیگر آمده است که در آن زمان که علی‌اکبر بر تمام لشکر حمله کرد و او را در میان گرفتند، شاهزاده از نظر حسین غایب شد. حسین از عقب وی درآمد تا تفحص احوال وی کند و نعره می‌زد که «يا عليّ يا عليّ»! ناگاه آواز علی‌اکبر برآمد که: «يا أبتاه، أدركني؛ ای پدر دریاب مرا»! حسین مرکب از آن جانب راند و گفت: «يا عليّ»! از طرف دیگر نعره برآمد که: «أدركني يا أبتاه»! حسین از عقب آواز رفت و او را ندید باز آواز داد که: «يا عليّ»، جواب نیامد و سبب آن بود که منقد بن نعمان زخمی بر فرق او زده بود و بدان نزدیک شده که شاهزاده از مرکب درافتد، خود را به مردی نگاه داشته و یال اسب گرفته، عنان را بدو گذاشت، اسب او را به جانبی بیرون برد که جانب لشکرگاه حسین بود و چون قدری راه برفت، علی‌اکبر از اسب در افتاد و اسب روی به‌جانب میدان نهاد.

اما چون حسین نعره زد و جواب نشنید، بی‌طاقت شده، صف لشکر از هم بدرید، علی‌اکبر را ندید، در صحنِ میدان نگاه کرد، او را کشته نیز نیافت، قضا را مرکب حسین از حوالی لشکرگاه عمر سعد روی به‌جانب بادیه نهاد و هر چند حسین عنان او بازکشید، اسب تمکین نکرد، تا مقداری راه از میدان قتال و معرکۀ جدال دور شد. «يا عليّ يا عليّ» نعره می‌زد و در آرزوی فرزند پسندیده آب از دیدۀ محنت‌دیده می‌بارید…

در اثنای این حال نظر حسین بر مرکب علی‌اکبر افتاد و علی را ندید، خواست که اسب را بگیرد، اسب روی به بادیه نهاد و حسین پی اسب برداشته می‌رفت تا به موضعی رسید که اسب ایستاده بود. نگاه کرد علی‌اکبر را دید افتاده چون مرغ نیم بِسْمِل1 می‌تپد و بی‌خودانه در میان خاک و خون می‌غلتد. حسین فی‌الحال پیاده شده پیش وی بنشست و دست بر پیشانی وی نهاد. علی‌اکبر چشم باز کرد جمالِ باکمال پدر را دید گفت: «هل تری؛ می‌بینی»؟ حسین گفت: «چه چیز را می‌بینم»؟ گفت: «هَلَه2 ای پدر، در نگر و ببین که جدّم مصطفی – صلى الله علیه [و آله] و سلم – قدح از اشربۀ بهشت بر دست دارد و یکی به من دهد که بنوش و من می‌گویم که هر دو قدح به من ده که به‌غایت تشنه‌ام. می‌فرماید که: ای علی، تو این یک قدح بنوش که آن دیگر برای پدرت آماده کرده‌ام که او نیز با لب تشنه و دل خسته به نزد من خواهد آمد». این بگفت و نقد جان به جانان تسلیم کرد. حسین او را بر اسب عقاب بسته با در خیمه آورد و مادر و خواهرانش خروش و زاری در گرفتند و برای وی مرثیه‌ها می‌خواندند.

منبع

روضة الشهدا (انتشارات علمی و فرهنگی)، ص۵۹۳.

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

  1. نیم بسمل: ذبیح ناقص؛ نیمه‌جان. ↩︎
  2. حرف تنبیه به معنای توجه کن. ↩︎
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *