معرفی مقتل وسیلة الفردوس
فهرست
معرفی نویسنده
حسین بن عبدالرزاق تبریزی (زنده تا ۱۲۸۰ قمری). از ایشان بیشتر از این اطلاعی در دسترس نیست، اما با مطالعۀ همین مقتل مقام علمی و توانایی بالای ایشان واضح میشود.
معرفی کتاب
چند نکته در مورد کتاب:
- در اولین برگ از نسخه، نویسنده منابع خودش را ذکر کرده، از جمله: ریاض الجنة، حرقة الفؤاد، روضة الحسینیة، عین البکاء، لسان الذاکرین، حدیقة السعداء و… .
- از صفحۀ ۲ – ۶ توضیح میدهد که وقتی سنش به ۲۴ سالگی رسید، دید که برای آخرتش کاری نکرده، پس اقدام به تألیف این مقتل و آن را به ناصرالدینشاه اهدا کرد. در برگ ۴۴۵ اشاره میکند که کتاب را در طول مدت هفت و هشت سال نوشته و در برگ ۴۴۶ هم اشاره میکند که ۲۴ سالش بوده است، پس باید گفت که جمعآوری این کتاب در سن نوجوانی و جوانی ایشان صورت گرفته است. البته نوشتن این کتاب در سن نوجوانی نقصی بر نویسنده و کتاب نیست؛ زیرا اگر کسی کتاب را کامل بخواند، هم به ارزش والای کتاب و هم مقام علمی نویسنده پی خواهد برد.
- ۵۰ مجلس و یک خاتمه دارد که خاتمه در مورد احوالات مؤلّف است؛ البته هرچند موضوع خاتمه احوال نویسنده است، اما مطلب اندکی در مورد احوالش ذکر شده است. در همان مقدمه اشاره میکند که مقدمه را بعد از اتمام کتاب نوشته است: «آز آغاز به انجام رسید و از افتتاح به اختتام قرین گردید و موسوم مَر به «وسیلة الفردوس» شد».
- از صفحۀ ۶ – ۱۰ فهرست پنجاه مجلس کتاب را توضیح میدهد. البته اگر دقت شود، شمارۀ مجلسهایی که در اینجا نوشته با آنچه در کتاب آمده، متفاوت است؛ زیرا در متن کتاب مجلس ۱۱ و ۱۲ را ادغام نموده، ولی در فهرست اولی جدا کرده است. در صفحۀ ۳۸۸ که مینویسد مجلس ۱۹ (با خط سیاه بالایش نوشته ۲۰) و دیگر مجلس ۲۰ ندارد و در صفحۀ ۳۹۸ مجلس ۲۱ میشود و شمارههای مجالس از اینجا درست میشود.
- ص ۴۸ ذکر میکند که پدرش اهل علم و فضل است و ملقّب به «صدق الذاکرین» بوده است.
- هرگاه بخواهد متن عربی را نقل کند با خط قرمز علامت «ع» مخفف «عربی»، و اگر فارسی را نقل کند با خط قرمز علامت «ف» مخفف «فارسی» را مینویسد.
- در ابتدای بعضی از مجالس خطبۀ فارسی و عربی نقل میکند؛ زیرا ظاهر نگارش بعضی از مطالب میرساند که برای اهل منبر نوشته است.
- مصنف اعراب جملات و کلمات عربی را خیلی خوب و صحیح گذاشته است.
- در برگ ۳۷۱ از کتاب هدایت السعدا در موقوفۀ روضۀ رضویه علیهالسلام نقل کرده که میتواند دلیلی باشد بر اینکه در مشهد زندگی میکرده یا برای مطالعۀ کتب به آنجا هم رفته است.
- برگ ۴۴۶ اتمام کتاب را ۲۰ شعبان ۱۲۷۸ قمری ذکر کرده است.
نقلیات
انشاءالله در اینجا بعضی از مطالب جالب یا خاصّی که مصنّف نقل کرده، نوشته میشود:
- صفحۀ ۱۳۲ ترجمۀ ترکی نامۀ اهل کوفه را از کتاب صاحب مخزن آورده.
- صفحۀ ۱۴۲ در جریان حضرت مسلم علیهالسلام در حاشیهاش داستانی طولانی نقل میکند که قبل از رفتن حضرت مسلم علیهالسلام به خانۀ طوعه، جنگی بزرگی در کوفه رخ داده و لشکر ده هزار نفری از شام آمدند و بعد حضر مسلم علیهالسلام در حین فرار به خانۀ طوعه میرسد.
- صفحۀ ۱۵۱ میگوید حضرت مسلم علیهالسلام ۶ پسر داشت که دو نفرشان در کربلا شهید شدند، دو نفر را با خود به کوفه برد و دو نفر هم بعد از واقعۀ کربلا شهید شدند (که همان داستان معروف دو طفلان مسلم علیهمالسلام است). بعد داستان اینها را بهصورت کامل و مفصل در مجلس ششم نقل میکند.
- صفحۀ ۲۵۳ میگوید داستان شهدایی را نقل میکند که سوزناک باشد.
- صفحۀ ۲۵۶ داستان هاشم بن عتبه را نقل میکند، معروف به هاشم مرقال.
- در برگ ۳۷۱ از کتاب هدایت السعدا در موقوفۀ روضۀ رضویه علیهالسلام مطلبی نقل کرده که در یکی از منازل اسرا از کوفه تا شام، شخص مسیحیای با دیدن سر امام حسین علیهالسلام مسلمان شد و وقتی لشکر دشمن خواستند سر امام علیهالسلام را از او بگیرند، آن شخص سر فرزندانش را میبرید و به لشکر میداد و در هر مرتبه لشکر میگفت که این سر، سر امام حسین علیهالسلام نیست. تا اینکه هفده فرزند خود را اینگونه سر میبرد و با دعایی که میکند، سر فرزند هجدهم او شبیه سر امام حسین علیهالسلام میشود و آن سر را میبرند. البته در این مطلب ذکر نمیکند که سر امام حسین علیهالسلام نهایتاً به کجا رسید. همچنین باید دقت داشت این جریان با بسیاری از روایات و مطالب دیگر تضاد دارد؛ زیرا برای سر شریف امام حسین علیهالسلام در شام و مجلس یزید معجزات بسیاری روی داده است.
- برگ ۴۰۴ سمت چپ حضرت سکینه علیهاالسلام را چهارساله ذکر میکند.
- برگ ۴۱۱ سمت راست سی جزء کردن قرآن را به یزید نسبت داده که میخواست مردم با خواندن قرآن واقعۀ کربلا را فراموش کنند.
نظریات
- صفحۀ ۴۸ داستانی در مورد روضهخوانی پدرش نقل میکند که در حین سخنرانی گفت گریه بر سیدالشهدا علیهالسلام از اعمال مستحبه بالاتر است که مرحوم دربندی از بین جمع بلند شد و گفت: «ای آخوند، هیچ مترس و خوف مدار، بگو در اعمال واجب هم چنین است». (برای مطالعه اینجا کلیک کنید)
- در صفحۀ ۵۰ بعد از نقل روایتی که میگوید سلام و لعن قاتلان امام حسین علیهالسلام بعد از آبخوردن مستحب است: «الحمدلله شیعیان و دوستان عادت کردهاند که در وقت آب آشامیدن تشنگی آن شهید را به خاطر میگذارنند و بر آن جناب صلوات میفرستند و بر اعداء آن مظلوم لعنت میکنند، ولکن چه خوب است که عمل بدین حدیث شریف کرده، چنانکه بعضی از علما و بزرگان دین میکنند و در وقت غذاخوردن گرسنگی آن بزرگوار را یاد آورد و آن جناب را به صلوات یاد آورند و بر اعداء آن مظلوم لعنت کنند، بلکه محزون، بلکه گریان گردند و این عمل را فاش و شایع کنند تا نادانان تعلیم گیرند. و احتمال بسیار وارد که گرسنگی مظلومِ کربلا در روز عاشورا زیاد از تشنگی آن جناب بوده، چنانچه جناب سیدالساجدین اول گرسنگی آن حضرت را یاد فرمودند و بعد تشنگی آن جناب را فرمودند: «قد قتل ابن رسول الله جایعاً عطشاناً مظلوماً»».
- صفحۀ ۳۲۳ شهادت حضرت علیاکبر علیهالسلام را بعد از حضرت عباس علیهالسلام میگوید.
- برگ ۳۰۵ به نقل از بعضی از کتب، حرکت اسرا از کربلا به کوفه را ۱۳ محرم ذکر میکند.
صفحه و عنوان مجلسها
باید دقت داشت عناوینی که در ابتدای کتاب ذکر شده، با عناوینی که در ابتدای هر مجلس آمده در بعضی از کلمات تفاوت دارد. انشاءالله در اینجا ادغامی از هر دو عنوان است.
مجلس ۱: صفحۀ ۱۰: تمهید مقام و ثواب گریهکردن (۱۰ تمهید دارد).
مجلس ۲: صفحۀ ۶۱: در ذکر فضایل و خصایل آن امام.
مجلس ۳: صفحۀ ۹۸: در بیان مدحت و منقب آن حضرت است.
مجلس ۴: صفحۀ ۱۱۸: در ذکر بیرون آمد ابیعبدالله الحسین علیهالسلام از مدینۀ طیبه به مکۀ معظمه.
مجلس ۵: صفحۀ ۱۳۵: در بیان شهادت مسلم بن عقیل علیهماالسلام.
مجلس ۶: صفحۀ ۱۴۹: در ذکر شهادت پسران مسلم بن عقیل علیهمالسلام.
مجلس ۷: صفحۀ ۱۶۳: در بیان توجه آن مخفر آفاق از مکۀ معظمۀ بهسوی عراق.
مجلس ۸: صفحۀ ۱۸۳: در بیان ورود سیدالشهدا علیهالسلام به کربلا و بعضی احوالات بعد از ورود به کربلا.
مجلس ۹: صفحۀ ۲۰۴: در بیان مهلتخواستن و کیفیت بعضی احوالات جانسوز روز عاشورا.
مجلس ۱۰: صفحۀ ۲۲۶: در بیان شهادت حر بن یزید ریاحی و مصعب برادر او و علی پسر او، غرة غلام او علیهمالسلام.
مجلس ۱۱: صفحۀ ۲۳۶: در بیان مبارزت بعضی از اصحاب و در احوال ظهر عاشورا و نماز جماعت کردن آن جناب به اصحاب و مجروحشدن جملهای از ایشان.
مجلس ۱۲: صفحۀ ۲۵۸: در عروسی حضرت زهرا علیهاالسلام و عروسی حضرت قاسم علیهالسلام.
مجلس ۱۳: صفحۀ ۲۷۱: در بیان مبارزت حضرت قاسم علیهالسلام.
مجلس ۱۴: صفحۀ ۲۸۵: کیفیت مبارزت اشرف ناس حضرت عباس علیهالسلام.
مجلس ۱۵: صفحۀ ۳۰۸: در بیان شهادت قدوۀ ناس جناب حضرت عباس علیهالسلام و قطعشدن دستهای آن جناب.
مجلس ۱۶: صفحۀ ۳۲۱: در وداع جناب علیاکبر با پدر و با اهلبیت خود.
مجلس ۱۷: صفحۀ ۳۵۴: در بیان شهادت شبیه پیغمبر صلی الله علیه و آله، جناب علیاکبر علیهالسلام.
مجلس ۱۸: صفحۀ ۳۷۱: در بیان وداع جانگداز حضرت امام حسین علیهالسلام.
مجلس ۱۹ (۲۰): صفحۀ ۳۸۸: در ذکر سواری شهسوار عرصۀ فلاح بر پشت ذوالجناح و تشریف بردنش بر قتلگاه.
مجلس ۲۰: در توضیحات نوشتیم که چرا این مجلس وجود ندارد.
مجلس ۲۱: صفحهٔ ۳۹۸: در بیان اتمام حجت آن حضرت و آمدن عرب است.
مجلس ۲۲: صفحۀ ۴۱۵: به میدان رفتم امام بیمار و شهادت علیاصغر شیرخوار.
مجلس ۲۳: صفحۀ ۴۲۸: در بیان مبارزت آن حضرت و نجاتدادن او سلطان قیس هندی را.
مجلس ۲۴: صفحۀ ۴۴۴: در ذکر اتمام حجت و مبارزت آن سرور و آمدن زعفر است.
مجلس ۲۵: صفحۀ ۴۶۳: در بیان مبارزت امام انام است.
مجلس ۲۶: صفحۀ ۴۷۷: در وداع آن حضرت با اهلبیت عصمت خود.
مجلس ۲۷: صفحۀ ۴۸۷: در بیان بعضی از مبارزت آن مبارز عرصهگاه فلاح و افتادن او از زین ذوالجناح.
مجلس ۲۸: برگ ۲۵۴: در شهادت عبدالله بن الحسن علیهماالسلام و… [کلمه ناخوانا].
مجلس ۲۹: برگ ۲۶۳: در کیفیت شهادت جناب سیدالشهدا علیهالسلام در دست شمر ولدالزنا علیه اللعنة.
مجلس ۳۰: برگ ۲۷۵: در بیان بعضی خوارق عاداتی که بعد از شهادت امام سعید در عالم نمودار گردید.
مجلس ۳۱: برگ ۲۸۳: در ذکر بیرون آوردن اشقیا لباسهای جناب سیدالشهداء را و کیفیت ذوالجناح آن پادشاه.
مجلس ۳۲: برگ ۲۸۹: در کیفیت غارت خیمهگاه امام دینپناه و آمدن شیر بر قتلگاه.
مجلس ۳۳: برگ ۲۹۸: در بیان شام غریبان اهلبیت ماتمکشان.
مجلس ۳۴: برگ ۳۰۴: در عبور اهلبیت رسال از قتلگاه و گفتگوی جناب زینب با جسد برادر.
مجلس ۳۵: برگ ۳۱۴: در ذکر وداع سکینۀ دربهدر با نعش پدر و با جسد علیاصغر، و در وداع امکلثوم با بدن مجروح جناب عباس است.
مجلس ۳۶: برگ ۳۲۲: در ذکر آمدن قبیلۀ بنیاسد و دفنکردن ایشان ابدان شهیدان را با علی ابن الحسین علیهماالسلام.
مجلس ۳۷: برگ ۳۲۸: به تنور گذاشتن خولی لعین سر انور جناب امام حسین علیهالسلام.
مجلس ۳۸: برگ ۳۳۱: در کیفیت رحلت اسیران از کربلا به جانب کوفه.
مجلس ۳۹: برگ ۳۳۹: ورود اهلبیت رسالت به کوفه و مخاطبۀ ایشان با اهل آن بلدۀ فتنهبنیان.
مجلس ۴۰: برگ ۳۴۵: در بیان ورود اهلبیت و جناب سید سجاد به مجلس ابن زیادِ بدبنیاد است.
مجلس ۴۱: برگ ۳۵۳: به حبس انداختن ابن زیاد لعین اهلبیت امام مبین را و کیفیت عبدالله عفیف و فتحنامه.
مجلس ۴۲: برگ ۳۶۱: در ذکر بردن اهلبیت سید انام را از کوفه به شام و وقایع منازل و کیفیت دیر راهب.
مجلس ۴۳: برگ ۳۶۸: در بیان وقایع بعضی از منازل و رسیدن اسیران به نزدیکی شام.
مجلس ۴۴: برگ ۳۷۴: در کیفیت ورود اهلبیت امام انام به شام محنتانجام.
مجلس ۴۵: برگ ۳۸۶: در ذکر واردشدن اهلبیت امام شهید به مجلس یزید پلید و وقایع بزم آن ظالم عنید.
مجلس ۴۶: برگ ۴۰۰: در بیان خطبهخواندن امام علیهالسلام در مسجد جامع شام و کیفیت وفات دختر صغیرۀ شاه شهیدان در آن خرابۀ فتنهبنیان.
مجلس ۴۷: برگ ۴۱۰: در ذکر سبب مراجعت اهلبیت سیّد انام از شام به مدینۀ خیرالانام و تعزیهداری ایشان به جهت شاه شهیدان.
نسخۀ خطی
فنخا، ج۳۵، ص۴۴۷ دو کتاب خطی از مصنف و در ج۳۴، ص۳۷۵ تکنسخۀ این کتاب معرفی شده است.
توضیحات
این کتاب برای تصحیح و تحقیق بسیار ارزشمند است.
برای دانلود چند صفحه از نسخۀ خطی به کانالهای فضای مجازی ما رجوع کنید و درصورتیکه در آنجا پیدا نکردید، به ادمین پیام دهید.
مطالب منتخب کتاب را با کلیک اینجا پیدا کنید انشاءالله.
نظرات