ورود اسرا به کاخ یزید به نقل از عنوان الکلام

متن کتاب

[از امام سجاد علیه‌السلام] رسیده که: «بعد از اینکه خواستند ما را به نزد یزید پلید ببرند، ریسمانی آوردند و ما را مانند گوسفندانی بر آن بستند و بردند ما را به نزد یزید پلید»! می‌فرماید: «وَ کانَ الحَبْلُ عَلَی عُنُقِی وَ کَتِفِ عَمَّتِی أُمِّ کُلْثُوم؛ یعنی ریسمان بر گردنم و شانۀ عمه‌ام ام‌کلثوم بود».

آه‌آه واویلا از این مقام که بعد از اینکه ایشان را وارد مجلس یزید نمودند، این بزرگوار فرمودند: «أَ تَأْذَنُ لِی فِی الْکَلامِ؛ آیا اذن می‌دهی که من سخن بگویم»؟ چقدر پیش اهل معرفت مشکل است شنیدن این فقره که امام زمان از ولدالزنایی اذن می‌طلبد در اینکه سخن بگوید… .

منبع

عنوان الکلام، ص۳۱۳.

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *