-
حالت اطفال بعد از شهادت حضرت عباس علیه السلام به نقل از تذکرة الشهداء
[وقتی اطفال فهمیدند] عباس کشته شده است و دیگر کسی آبی به آنها نخواهد رسانید، پس به یک دفعه صداها به گریه بلند کردند و از خیمه بیرون دویدند و خود را بر روی خاک انداختند و نالۀ العطشالعطش از دل برکشیدند و گفتند که: «حالیا ما از تشنگی هلاک میشویم»!
1–2 دقیقه -
بریده شدن دو دست حضرت عباس علیه السلام به نقل از تذکرة الشهداء
فَبَینَمَا العَبَاسُ فِی الْحَرْبِ مَعَ الْقَوْمِ، کَمَنَ لَهُ رَجُلٌ یقَالُ لَهُ: «زَوَارَةُ بْنُ مُحَارِبٍ»، فَلَمَّا مَرَّ عَلَیهِ الْعَبَّاسُ طَلَعَ عَلَیهِ فَضَرَبَ یدَهُ الیُمْنَی فَبَرَاهَاه کَبَرْیِ الْقَلَمِ و ذَلِکَ بَعْدَ أَنْ قَتَلَ مِنْهُم أَرْبَعَمِأة و خَمسِین؛ پس در آن حال که آن جناب مشغول حرب بود و چهارصد و پنجاه نفر را کشته بود که ناگاه…
1–2 دقیقه -
ورود حضرت عباس علیه السلام به شریعه فرات به نقل از تذکرة الشهداء
[هنگامی که حضرت عباس علیهالسلام وارد شریعه شد] و در بعضی کتب است که مرکب عباس چون دید صاحبش آب نخورد، او نیز سر بالا گرفت و از آن آب ننوشید.
1–2 دقیقه -
وداع حضرت عباس علیه السلام به نقل از تذکرة الشهداء
[در هنگام وداع حضرت عباس علیهالسلام و امام علیهالسلام] و در بعضی روایات است که: «قَبَّلَ مَا بَینَ عَینَیهِ وَ وَدَّعَهُ؛ یعنی در این حال امام پیشانی عباس را بوسه داد و با او وداع کرد»، چه میدانست دیگر بر نمیگردد!
1–2 دقیقه -
اذن میدان خواستن حضرت عباس علیه السلام به نقل از تذکرة الشهداء
[زمانی که حضرت عباس علیهالسلام از امام علیهالسلام اذان میدان خواستند و امام علیهالسلام ابا کردند] و به روایتی عرض کرد که: «من از پدر این وصیّت دارم که در چنین روزی جان در قدمت افشانم و دست از یاریات بر ندارم.
1–2 دقیقه -
ادب حضرت عباس نسبت به امام حسین علیهما السلام
و در حیا و ادبش [حضرت عباس علیهالسلام] همین دلیل کافی است که هرگز برادر را «برادر» خطاب نکرد، بلکه او را «مولی» و «سیّد» میخواند. بلی، چون در خاک افتاد، «یا أَخا، أَدْرِکْ أَخَاکَ؛ [ای برادر، بردارت را دریاب]» عرض کرد؛ یعنی اکنون رعایت حق برادری نمودم و به برادربودن، مَر تو را خاطرجمع…
1–2 دقیقه -
توحید حضرت عباس علیه السلام به نقل از تذکرة الشهداء
گفته شده که در ایام طفولیتش [حضرت عباس علیهالسلام] وقتی پدرش علی او را بر دامن نشانید، به او فرمود: «بگو یکی». گفت: «یکی». فرمود: «بگو دو». عرض کرد: «به زبانی که یکی گفتم، چگونه دو بگویم»!
1–2 دقیقه -
آب خواستن حضرت سکینه علیهاالسلام از حضرت عباس علیه السلام به نقل از ریاض الاحزان کاشانی
… جناب عباس … به خدمت بارفعت برادر بزرگوار خود مراجعت نموده، در اثنای این حال از سُرادقات عزّت و جلال، صدای العطش العطش زنان و اطفال به گوش آن سیّد عدیمالمثل رسید. بیتاب شده بر مرکب خود سوار شد.
1–2 دقیقه -
دوبار مسمومیت امام حسن علیه السلام در شهر موصل به نقل از ریاض الاحزان کاشانی
در کتب علما مذکور است که در این مدت [بعد از صلح] که حضرت [امام حسن علیهالسلام] به سفرها تشریف میبردند، دو دفعه به شهر موصل تشریف بردند و در هر دو دفعه بهعوض آسایش و تنآسایی، صدمهها کشیده، لطمهها خوردند.
-
آب آوری حضرت عباس علیه السلام به نقل از عنوان الکلام
چون جناب عباس بهعنوان آبآوردن روانه شد، با کسی از زنان و دیگران وداع نکرد. جناب ابیعبدالله علیهالسلام به علم امامت میدانستند که دیگر ابوالفضل بر نمیگردد، همینکه جناب عباس چند قدمی رفت، با خود خیال کرد که: ای عباس، شاید رفتی و دیگر برنگشتی و چشم تو دیگر بر جمال برادر نیفتاد، برگرد توشه…
1–2 دقیقه