-
عروسی حضرت قاسم علیه السلام در دیوان کمپانی
در دیوان کمپانی اشعار بسیاری وجود دارد که دلالت بر عروسی حضرت قاسم علیهالسلام میکند، آنچه در اینجا آمده بخشی از آن است.
1–2 دقیقه -
واقعه عاشورا در کتب ادیان گذشته به نقل از انباء الانبیاء
«شش آرزومندان [یعنی شش شخص دارای آرزو هستند] … چسبیدگان بزحمت بیفتند، بسختی بیفتند و به تنگی بیفتد… از قفا بریده شود بر جایگاه آب … گرفته میشود در زفاف [یعنی در ایام زفافش شهید میشود]».
-
تشنگی و شهادت حضرت قاسم علیه السلام به نقل از المنتخب طریحی
[هنگامی که حضرت قاسم علیهالسلام در میدان جنگ جنگید و دشمنان را به هلاکت رساند]، نزد عمویش امام حسین علیهالسلام آمدو گفت: «عموجان، تشنگی، تشنگی، مرا با جرعهای آب دریاب»! امام حسین علیهالسلام او را صبر داده و انگشتر خود را به او داد و فرمود: «آن را در دهانت بگذار و بمک». قاسم گفت:…
-
گفتگوی حضرت قاسم علیه السلام با عمر بن سعد
قاسم در برابر قلب لشکر آمد و عمر سعد را آواز داد که: «… ای عمر، امروز اسب خود را آب دادهای»؟ گفت: «آری آب دادهام آنگاه [بر آن] برنشستهام». قاسم گفت: «ویلک یابن سعد؛ وای بر تو ای پسر سعد، دعوی مسلمانی میکنی، اسب را سیراب میداری و شهسواران میدان امامت را تشنه میگذاری!…
1–2 دقیقه -
چگونگی به میدان رفتن حضرت قاسم علیه السلام
اما چون حسین دید که قاسم به مصاف میرود، گفت: «ای جان عم، به پای خود به گورستان میروی، بدینگونه نتوان رفت». دست کرد و گریبانش چاک زد و هر دو سر دستارش به دو جانب رویش فروگذاشت و لباس به شکل کفن در او پوشید و تیغ خود به دست وی داده به میدانش…
1–2 دقیقه -
عروسی حضرت قاسم علیه السلام به نقل از المنتخب طریحی
هنگامی که کار (نبرد) امام حسین علیهالسلام به کربلا کشیده شد و تمام یارانش کشته شدند و نوبت به فرزندان برادرش رسید، قاسم بن حسن آمد و گفت: «ای عمو، اجازه میدهی نزد این کافران بروم»؟ امام حسین علیهالسلام فرمود: «ای پسر برادر، تو یادگار برادرم هستی و میخواهم بمانی تا به تو دلخوش باشم»،…
5–7 دقیقه -
وداع حضرت قاسم با برادرشان حضرت عبدالله علیهما السلام به نقل از وسیلة الفردوس
و به روایت معتبر در حین وداعِ جناب قاسم، عبدالله خوابیده بود، آنگاه جناب قاسم از روی برادرش بوسید و گفت: «ای مادر، سلام مرا به برادرم برسان». پس جناب قاسم روانۀ میدان گردید. بعد عبدالله بیدار شد، گفت: «ای مادر، برادرم کجا رفته»؟ گفت: «ای نور چشم من، برادرت به میدان رفت و تو…
1–2 دقیقه -
وداع حضرت قاسم با مادرشان علیهما السلام به نقل از وسیلة الفردوس
[روز عاشورا حضرت قاسم علیهالسلام در هنگام وداع با مادرشان] فقال: «یا أمّاه، متی رأیتِ شفتاکِ قد ذبلتْ من العطش فاذکری شفتای الظامی». پس جناب قاسم گفت: «ای مادرِ غمکشیده، زمانی که ملاحظه کردی و دیدی که لبهای تو خشکیده شد از عطش، پس به یاد آور لبهای خشکشدۀ مرا». «و متی رأیتِ عرسیّاً مخضّباً…
1–2 دقیقه -
محبت امام حسن به حضرت قاسم علیهما السلام و وصیت به ازدواج او به نقل از وسیلة الفردوس
رُوِیَ فی بعض کتب الأصحاب: أنّ بعد اجتماع النِسْوة و الأولاد حَوْلَ الحسن جَعَلَ یَشُمُّ القاسمَ و یُقَبِّلُه؛ یعنی روایت شده است بعضی از کتابهای اصحاب: بهدرستیکه در وقت جمعشدن زنان و اولاد امام حسن در حالت رحلتش، جناب قاسم را میبویید و میبوسید. فَسَئَلَ واحدٌ من الحاضرین عنه: «مَنْ أحبُّ أولادک»؟ پس سؤال کرد…
-
محبت امام حسن به حضرت قاسم و گریه کنندگان بر امام حسین علیهم السلام به نقل از بیاض روضه خوانی
متن کتاب [در روزهای آخر عمر امام حسن علیهالسلام] زینب خاتون میگوید که: برادرم یکانیکان را در کنار میگرفت و میبوسید و وداع میکرد، تا نوبت به قاسم رسید. دیدم برادرم قاسم را در آغوش کشید و روبهرویش نهاد و آه کشید و او را از همهکس بیشتر میبوسید و گریه میکرد. من گفتم: «ای…