از قرین محنت و تَعَب، علیاجناب … [یک کلمه ناواضح] زینب منقول است که: وقتیکه صدای علیاکبر [به: «یا أبتاه أدْرِکْنی»] بلند گردید: «ای پدر بزرگوار مرا دریاب»، دیدم که رنگ ارغوانی برادرم به زعفرانی مبدّل گشت، خواست که بر اسب سوار شود، دیدم که زانوهای مبارکش میلرزید. عرض کردم: «ای برادرِ با جان برابرم،…
ادامه مطلب