-
تقویر سر شریف امام حسین علیه السلام در کوفه
چون سر حسین علیهالسلام را برای عبیدالله آوردند، گفت کسی آن را تقویر و اصلاح کند. کسی بر این کار جرئت نکرد و پیشقدم نشد، مگر طارق بن مبارک که برخاست و به این کار اقدام کرد و سپس سر را به در خانهاش آویخت.
2–3 دقیقه -
زندانی شدن اسرا در کوفه و ترساندنشان
گفتهاند: چون خاندان امام حسین علیهالسلام به کوفه رسیدند، ابنزیاد آنان را زندانی کرد و ماجرا را به یزید خبر داد. در همان حال که در زندان بودند، ناگاه سنگی بر آنان افتاد که نامهای بستهشده در آن بود و نوشته بود: «پیک با خبر شما بهسوی یزید روانه شد؛ فلان روز میرسد و فلان…
1–2 دقیقه -
ورود امام سجاد علیه السلام بر ابن زیاد به نقل از الطبقات الکبری
امام سجاد علیهالسلام فرمودند: مردی از میان کوفیان مرا پنهان کرد و به بهترین وجه پذیرایی نمود و با من مهربانی میکرد. هرگاه وارد یا خارج میشد، شروع به گریستن میکرد، تا جایی که با خود میگفتم: «اگر خیر و وفایی در میان مردم باشد، در این مرد است». تا اینکه جارچی ابنزیاد ندا داد:…
2–3 دقیقه -
گرداندن سر شریف امام حسین علیه السلام در کوفه
… هنگامی که صبح فرا رسید، عبیدالله بن زیاد سر امام حسین علیهالسلام را (به میان مردم) فرستاد و آن را در تمامی کوچهها و قبایل کوفه به گردش درآوردند.
1–2 دقیقه -
بی احترامی ابن زیاد به سر امام حسین علیه السلام و پاسخ زید بن ارقم
از سعد بن معاذ و عمر بن سهل روایت شده که آنان شاهد بودند عبیدالله بن زیاد، چوبدستیاش را بر بینی و چشمان امام حسین علیهالسلام میزد و بر دهان آن حضرت میکوفت. زید بن ارقم گفت: «چوبدستیات را بردار؛ من رسول خدا صلیاللهعلیهوآله را دیدم که لبان مبارکش را بر همانجایی میگذاشت که اکنون…
2–3 دقیقه -
بی احترامی ابن زیاد به سر امام حسین علیه السلام و پاسخ انس بن مالک
از انس بن مالک روایت شده: هنگامی که سر (مبارک) حسین را نزد عبیدالله بن زیاد آوردند، شروع کرد با چوبی که در دست داشت (به دندانهای آن حضرت) میزد و میگفت: «چه دندانهای زیبایی دارد»! گفتم: «به خدا سوگند، تو را ناراحت خواهم کرد (و پاسخی به تو میدهم که خوشت نیاید)؛ من رسول…
1–2 دقیقه -
صدقه اهل کوفه به کاروان اسرا به نقل از بیاض روضه خوانی
[هنگام ورود اسرا به کوفه] اهل کوفه خرما و نان و جُوز [=گردو] به اطفال ایشان میدادند. امکلثوم فرمود که: «اهل کوفه، تصدّق به اهلبیت رسول خدا حرام است و آنها را از دست کوفیان میگرفت و به دور میانداخت». راوی گوید که: چون امکلثوم آنها را میگرفت و میانداخت، سکینه میگفت که: «ای عمه،…
1–2 دقیقه -
ورود سر حبیب به کوفه به نقل از ثمرات الاعواد
حبیب سه پسر داشت: محمد، عبدالله و قاسم که بزرگترین آنان بود. هنگامی که همسرش از آمدن اسیران و ورود آنان به کوفه آگاه شد، پسرش قاسم را فراخواند و گفت: «فرزندم، نزد اسیران برو و به آنان بگو: «مادرم میگوید: پدرم حبیب چهرۀ ما را سفید کرد یا نه»»؟
-
قرآن خواندن سر مبارک امام حسین علیه السلام به نقل از ثمرات الاعواد
سر شریف امام حسین علیهالسلام بر نیزهای از کربلا به کوفه و از کوفه به شام حمل شد، در برابر دیدگان خواهران و دخترانش، درحالیکه گاهی قرآن تلاوت میکرد و گاهی بر حامل آن نفرین میفرستاد و گاهی نیز مردم را پند میداد.
-
ورود اسرا به کوفه به نقل از الدرّ المسلوک
حذام اسدی میگوید: زنان اهلبیت را دیدم که گریبانهای چاکزده و چهرههای زخمی داشتند، بر گونهها میزدند و در حالی وارد کوفه میشدند که بهخاطر زینهای شتر از رانهایشان خون میریخت.