-
آمدن سر امام حسین علیه السلام نزد مروان در مدینه
از تاریخ بلاذری نقل شده: هنگامی که سر مبارک امام حسین علیهالسلام به مدینه رسید… مروان با چوبی شروع کرد به زدنِ بر صورت او و چنین میگفت:
1–2 دقیقه -
امتناع امام سجاد از خوردن بعضی غذاها پس از مشاهده سر امام حسین علیهما السلام
سپس یزید سر امام حسین علیهالسلام را برابر خود نهاد و زنان را پشت سر خویش جای داد تا به آن نگاه نکنند. امام سجاد علیهالسلام آن سر را دید و پس از آن دیگر از سر (حیوانها) نخورد (یعنی امام سجاد علیهالسلام در باقی عمرشان غذایی که سر حیوانهای در آن باشد، مثل گوسفند…
1–2 دقیقه -
حضور اسرا با طناب و زنجیر در مجلس یزید
پیش از آنکه اسرا را به مجلس یزید وارد کنند، طناب آوردند و با آن بستند. پس طناب در گردن زینالعابدین تا زینب و امکلثوم و دیگر دختران رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم بود. هرگاه از راهرفتن بازمیماندند، آنها را میزدند، تا آنکه آنان را در برابر یزید که بر تختش نشسته بود، به حالت ایستاده نگه…
1–2 دقیقه -
بی احترامی ابن زیاد به سر امام حسین علیه السلام و پاسخ زید بن ارقم
از سعد بن معاذ و عمر بن سهل روایت شده که آنان شاهد بودند عبیدالله بن زیاد، چوبدستیاش را بر بینی و چشمان امام حسین علیهالسلام میزد و بر دهان آن حضرت میکوفت. زید بن ارقم گفت: «چوبدستیات را بردار؛ من رسول خدا صلیاللهعلیهوآله را دیدم که لبان مبارکش را بر همانجایی میگذاشت که اکنون…
2–3 دقیقه -
حزن پیامبر صلی الله علیه و آله در لحظه های آخر برای امام حسین علیه السلام
ابن عباس: (وقتی) بیماری رسولالله صلیاللهعلیهوآله که با آن وفات یافتند، شدت گرفت، من در خدمت ایشان حاضر شدم، درحالیکه حسین را به سینۀ خود گرفته بودند، عرق ایشان بر روی حسین میریخت و ایشان در حال جاندادن بودند. میفرمودند: «مرا با یزید چه کار! خدا به او برکت ندهد! خدایا یزید را لعنت کن»!…
-
معرفی کتاب مثیر الاحزان
نجمالدین جعفر بن محمد بن جعفر بن هبه الله بن نما حلی (وفات ۶۸۰ق) از علمای شیعه و از استادان علامه حلی است.
1–2 دقیقه -
خون آلود شدن بدن امام حسین علیه السلام به نقل از اسرار الشهادة
از حمید بن مسلم روایت شده: به خدا قسم محاسن امام حسین علیهالسلام را دیدم که با خونشان خضاب شده، و یک لایۀ خون بر زرهشان ایجاد شده و آن زره دیده نمیشد. هنگامی که امام علیهالسلام بر دشمنان حمله میکردند، مانند زمانی که گرگی به گوسفندان حمله کند، از اطراف او پراکنده میشدند.
1–2 دقیقه