خبردادن بشیر به ورود اسرا به مدینه به نقل از بیاض روضه خوانی

متن کتاب

[هنگام بازگشت اسرا به مدینه] چون بشیر داخل به شهر مدینه شد، صدا را به ناله بلند کرد و می‌گفت: «ای مردمِ مدینه، مگر خبر ندارید بیمار کربلا با اهل‌بیت بی‌کس، با زینب بی‌برادر، با سکینۀ جگرسوخته، با عروسِ قاسمِ محنت‌کشیده، به حوالی شهر شما رسیده‌اند»!

بشیر می‌گوید: «ناگاه دیدم که ضعیفۀ بلندبالایی، سیاه پوشیده، با قد خمیده، از خانه بیرون آمد و فرمود: ای بشیر، چه خبر داری از جناب امام حسین»؟

بشیر می‌گوید که: «پرسیدم که: ای ضعیفه، تو کیستی که از جناب امام حسین احوال می‌پرسی»؟ بشیر می‌گوید: «دیدم که آن ضعیف به گریه در آمد، فرمود: ای بشیر، منِ ستمزده، مادرِ عباسِ علی‌ام».

بشیر گفت: «ای مادرِ عباس، چرا اول سراغ عباس را نگرفتی که دست‌های فرزندت عباس را از تن جدا کردند! چرا از عون و جعفر سؤال نکردی که مثل گوسفندِ قربانی، سر را از بدن جدا نمودند»! مادر عباس فرمود: «عباس فدای حسین باشد»!

راوی گوید که: در آن حال دست بر سر زد و گفت: «ای مادر عباس، من چه گویم از جناب امام حسین علیه‌السلام! چهارصد شمشیردار روبه‌روی آن جناب دویدند و دور او را گرفتند و از آب کربلا او را منع نمودند، و عباس و علی‌اکبر و قاسمِ نوداماد و علی‌اصغرِ پاشیر را در برابر او سر بریدند، تا آخرالامر جناب امام حسین علیه‌السلام دل به مرگ نهاد! ای مادر عباس، در وقتی که آن جناب را شهید می‌کردند، از آسمان خون می‌بارید! ای مادر عباس، چه گویم که طاقت شنیدن نداری! ای مادر عباس، شهربانو بی‌شوهر شد، و زینب بی‌برادر گردید، فاطمه و سکینه بی‌پدر شدند»!

راوی گوید که در آن وقت عبدالله ابن جعفر، شوهر زینب خواتون پیش آمد و گفت: «ای قاصد کربلا، بگو چه خبر آورده‌ای و بیان فرما».

بشیر گفت: «ای مرد، تو کیستی که احوال حسین را می‌پرسی»؟ عبدالله گفت: «ای برادر، چه از نام من می‌پرسی! ای برادر، مرا نامْ عبداللهِ جعفر است». در آن‌وقت بشیر بی‌تاب شد و اشک از دیده‌ها روان ساخت… [و خبر شهادت فرزندان عبدالله را داد]. در آن دم عبدالله آه از نهاد برآورد و از پا درآمد و بی‌هوش گردید!

پس در آن حال بشیر در کوچه‌های مدینه می‌گشت، بر سر و سینه می‌زد و بدین نحو گفتگو می‌نمود.

منبع

کتاب بیاض روضه‌خوانی به شمارۀ ۱۵۸۹۴ در کتابخانۀ مجلس، صفحۀ ۷ فایل pdf – شبیه روضه در صفحۀ ۵۴ فایل pdf آمده.

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *