حضور حضرت زینب علیها السلام در قتلگاه به نقل از اسرار الشهادة
متن کتاب
في كتاب «شهاب الدّين»: فأدركتْه زينب أخته و هو [أي الشمر] ينحره، فألقتْ بنفسها عليه فلكزها برجله فقالت: «خلّ عنه و اقتلني بدلاً عنه»!
فأعرض عنها و مكّن السّيف منه، و كلّما قطع عضواً منه نادى: «وا جدّاه، وا أبا القاسماه، وا أبتاه، وا عليّاه، وا حسناه، وا حبيباه، وا عمّاه، وا عطشاه، وا عقيلاه، وا جعفراه، وا حمزتاه، وا عبّاساه، وا مصيبتاه، وا قلّة ناصراه، وا غوثاه، أ أُقْتَلُ مظلوماً و جدّي محمّد المصطفى و أبي عليّ المرتضى و أمّي فاطمة الزّهراء»!
ترجمه
در کتاب «شهابالدین» گفته زینب، همشیرهاش او را درک کرد درحالیکه شمر ملعون او را نحر میکرد، خود را بر روی برادرش انداخت، آن ملعون زینب را به پای نحس خود زد، گفت: «ای شمر، از او دست بردار، مرا بهعوض او بکش»!
آن ملعون از او اعراض کرد و رو گردانید، شمشیر را به حلق مبارکش گذاشت، هر وقتی که یک عضوی را میبرید، آن حضرت میگفت: «واجداه، وابتاه، وااباالقاسماه، واعلیاه، واحسناه، واحسیناه، واعمّاه، واعطشاه، واعقیلاه، واجعفراه، واحمزتاه، واعباساه، وامصیبتاه، واقلة ناصراه، واغوثا! مرا مظلوم میکشند و حالآنکه جدم محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و پدرم علی مرتضی و مادرم فاطمۀ زهرا است»!
منبع
کتاب اسرارالشهادة، ج۳، ص۷۴. ترجمه از انوارالسعادة، ج۲، ص۱۳۹۸.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
نظرات