-
عزاداری امام سجاد برای امام حسین علیهما السلام به نقل از لهوف
از امام صادق علیهالسلام روایت شده: «زینالعابدین علیهالسلام چهل سال بر پدرش گریه کرد، درحالیکه روزها روزه و شبها را به عبادت میگذراند. چون هنگام افطار میرسید، غلامش غذا و نوشیدنی او را میآورد و در مقابلش میگذاشت. سپس میگفت: «ای مولای من، بخورید». حضرت میفرمود: «پسر رسول خدا صلیاللهعلیهوآله گرسنه کشته شد! پسر رسول…
-
بیان مصیبت غارت خیمه ها از زبان امام سجاد و گم شدن حضرت رقیه علیهما السلام به نقل از وسیلة الفردوس
در کتاب تحفة الحسینیة از امام زینالعابدین علیهالسلام حدیثی روایت کرده که دل شیعه را کباب و دیدۀ ایشان را پرآب مینماید. و حدیث این است که آن جناب به اصحاب خود فرمود: «یا اصحابی، لا أنسَی مُصابی و أحزانَ عترةِ الرسول صلی الله علیه و آله حینَ أحْرَقُوا خیامَنا و مَضاریبَنا و نَهَبوا أموالَنا…
-
عزاداری و اثرات اسارت بر بدن امام سجاد علیه السلام به نقل از وسیلة الفردوس
رُوِیَ عن زید بن صوحان قال: دخلتُ عَلَی عَلِیّ بن الحسین علیهما السلام بعد مُضیّ ثلاث سنین مِن أَسْرِه؛ یعنی روایت شده از زید – یا نجد – بن صوحان که گفت: داخل شدم بر امام زینالعابدین علیهالسلام بعد از گذشت سه سال از اسیرشدن آن حضرت.
-
صحبت امام سجاد علیه السلام با قصاب به نقل از بیاض روضه خوانی
در حدیث وارد شده است که یک روزی جناب امام زینالعابدین علیهالسلام بعد از شهادت پدر بزرگوارش، در کوچههای مدینه گذارش افتاد. ناگاه چشم آن حضرت به قصابی افتاد که دست و پای گوسفندی را بسته بود و اراده داشت که آن گوسفند را ذبح کند. آن جناب به آواز ضعیف فریاد برآورد که: «ای…
1–2 دقیقه -
عزاداری امام سجاد علیه السلام به نقل از تظلم الزهرا علیها السلام
روایت شده است که امام سجاد علیهالسلام [بعد از واقعۀ کربلا] از مردم کناره گرفت و مدتی در بیابان اقامت گزید و گاهی برای زیارت جدش امیرالمؤمنین و پدرش علیهمالسلام سفر میکرد.
-
اقدام امام سجاد علیه السلام برای مبارزه به نقل از روضة الشهدا
راوی گوید که با حضرت حسین از مردان یک امام زینالعابدین ماند و بس. او نیز بیمار بود، چون پدر را تنها دید، از خیمه بیرون دوید و نیزهای برداشت، امّا از غایت ضعف پای در پی میکشید و از رنجوری، بدن مبارکش میلرزید. با چنین حالی روی به میدان نهاد و چون چشم حسین…
1–2 دقیقه -
عزاداری امام سجاد برای امام حسین علیهما السلام به نقل از تذکرة الشهداء
و مرویست که سیّد سجاد چهل سال در این مصیبت گریست و اینقدر گریه کرد که ترسیدند که چشم مبارکش نابینا شود، و هروقت ظرف آبی به دستش میدادند، اینقدر میگریست که پر از خون میشد – یعنی چشمش مجروح شده بود – و میفرمود: «لَا هَنَّانِی الأکْلُ وَ الشُّرْبُ، یَا أَبِی لَیتَنِی لَمْ أَرَ…
-
مدت زمان عزاداری اهل مدینه، اهلبیت و امام سجاد برای امام حسین علیهم السلام به نقل از تذکرة الشهداء
و مرویست که اهل مدینه تا پانزده روز مشغول به عزاداری بودند و صدای شیون و ناله از خانهها بلند بود، و اما بنیهاشم پس از عزا بیرون نیامدند تا آنگاه که مختار، سر ابن زیاد را برای سیّد سجاد فرستاد.
-
ورود اسرا به کاخ یزید به نقل از عنوان الکلام
[از امام سجاد علیهالسلام] رسیده که: «بعد از اینکه خواستند ما را به نزد یزید پلید ببرند، ریسمانی آوردند و ما را مانند گوسفندانی بر آن بستند و بردند ما را به نزد یزید پلید»! میفرماید: «وَ کانَ الحَبْلُ عَلَی عُنُقِی وَ کَتِفِ عَمَّتِی أُمِّ کُلْثُوم؛ یعنی ریسمان بر گردنم و شانۀ عمهام امکلثوم بود».