-
حجاب اسرا به نقل از الخصائص الزینبیة
در برخی تألیفات عالم بزرگوار، محدّث آگاه و فقیه برجسته، صاحب کتاب «کبریت احمر» دیدم که نوشته بود: شبی در عالم رؤیا دیدم که گویی در مجلس عزایی برای امام حسین علیهالسلام هستم و خطیب بر منبر رفته و دربارۀ اسیرشدن اهلبیت و به اسارت رفتن دختران رسالت سخن میگوید، تا آنجا که گفت: «من…
1–2 دقیقه -
درخواست و نفرین حضرت زینب علیها السلام از شمر به نقل از الخصائص الزینبیة
از برخی افراد مورد اعتماد شنیدم که از کتاب «التبر المذاب» – که کتابی در زمینۀ مقتل از اهلسنت است – نقل میکردند و همچنین از فرد مورد اعتماد دیگری شنیدم که از کتاب «مقتل الاقتدائی الیزدی» این ماجرا را نقل میکرد و هر دو در نقل و لفظ آن اتفاق نظر داشتند. ماجرا این…
2–4 دقیقه -
بیان شدت مصیبت کربلا برای زنان مدینه توسط حضرت زینب علیها السلام به نقل از الخصائص الزینبیة
[هنگامی که اسیران به مدینه بازگشتند، زنان مدینه از حضرت زینب علیهاالسلام خواستند که برای آنان از مصیبت کربلا سخن بگوید] حضرت زینب علیهاالسلام شروع به شرح برخی از جنبههای مصائب کربلا برای آنان کرد و فرمود: «با چه زبانی برای شما شرح دهم آنچه در کربلا بر ما گذشت؟ یا با چه بیانی برای…
-
اذن گرفتن حضرت زینب از عبدالله بن جعفر برای همراهی با امام حسین علیهم السلام به نقل از الخصائص الزینبیة
هنگامی که حضرت زینب علیهاالسلام از عزم برادرش امام حسین علیهالسلام (برای خروج از مدینه) آگاه شد، از ترس اینکه شوهر و پسرعمویش عبدالله، او را از همراهی با برادرش بازدارد، بهشدت مضطرب گردید. بنابراین شتابان نزد پسرعمویش عبدالله آمد تا با گریه به او بگوید: «ای پسرعمو، برادرم امام حسین علیهالسلام قصد سفر به…
-
ورود اسرا به مدینه به نقل از روضة الشهدا
اما اهلبیت که به مدینه درآمدند، از گرد راه به روضۀ مصطفوی رسولالله [صلی الله علیه و آله] رفته، به آواز سوزناک از جگر چاکچاک نعره برکشیدند که: «وا جدّا، وا محمّدا، وا سیّدا، وا سنداه! یتیمان خاندان توییم، غریبان دودمان توییم، سوزان و گریان از غم فرزندان توییم و محنتکشیدگان بادیۀ هجران توییم، مظلومان…
-
پنج مرتبه خروش اهل مدینه به نقل از روضة الشهدا
در زهرة الریاض آورده که پنج نوبت در مدینۀ حضرت رسالت [صلی الله علیه و آله] جزع و فزعی افتاده که مردم گمان بردند که قیامت قایم شده:
-
ورود اسرا به شام از زبان سهل ساعدی به نقل از مقتل خوارزمی
زید فرزند امام سجاد علیهالسلام از پدرش نقل کرده که سهل بن سعد [ساعدی] گفت: به سمت بیتالمقدس میرفتم که از شام گذشتم. آنجا را شهری یافتم پر آب و درخت که پردهها و پارچههای دیبا آویخته بودند و خوشحال و شادان بودند و زنان دف و طبل میزدند. با خود گفتم: «شاید شامیان عیدی…
3–4 دقیقه -
ورود اسرا به کاخ یزید به نقل از روضة الشهدا
راوی گوید که اول روز بود که سرها را به دروازه درآوردند، از بسیاری مردم که به نظاره و تماشا آمده بودند، نماز دیگر[=عصر] به کوشک[=قصر] یزید رسیدند. یزید فرموده بود که تا کوشک وی را بیاراسته بودند و پردههای زنبوری[۱] درآویخته و تختی از ساج و عاج موصّل گردانیده و به زر و جواهر…
1–2 دقیقه -
شهادت حضرت رقیه علیها السلام به نقل از کنز الغرائب
و به اسناد مشایخ مصنّف رحمه الله [کتاب «السنی فی قتل اولاد النبی صلی الله علیه و آله»] آمده است که در آن حالت که اهلبیت را به سرای یزید درآوردند، از فرزندان امیرالمؤمنین [حسین] بچگی چهارساله مانده بود دخترنیه و پدر را عظیم دوست داشتی و همیشه [از حال پدرش] بپرسیدی، گفتند که: «به…
-
واقعۀ یحیی حرّانی در شهر حرّان
راوی گوید از آنچه در راه شد یکی آن بود که چون به حَرّان رسیدند، بر سر تلی خانۀ مردی بود یهودی که او را «یحیی حرّانی» گفتندی، به استقبال آن مردم بیرون آمد و آن سرها را نظاره میکرد. ناگاه چشمش بر سر حسین افتاد، دید که لبهای او میجنبد، پیشتر رفته گوش فراداشت،…