-
صدقه اهل کوفه به کاروان اسرا به نقل از بیاض روضه خوانی
[هنگام ورود اسرا به کوفه] اهل کوفه خرما و نان و جُوز [=گردو] به اطفال ایشان میدادند. امکلثوم فرمود که: «اهل کوفه، تصدّق به اهلبیت رسول خدا حرام است و آنها را از دست کوفیان میگرفت و به دور میانداخت». راوی گوید که: چون امکلثوم آنها را میگرفت و میانداخت، سکینه میگفت که: «ای عمه،…
1–2 دقیقه -
عبور کاروان اسرا از کنار قتلگاه به نقل از بیاض روضه خوانی
[عمربنسعد دستور داد] که اهلبیت را از راه قتلگاه بگذرانند و ایشان را در کنار قتلگاه آوردند و ابنسعد ملعون فریاد برآورد که: «ای جماعت، اکنون در برابر اهلبیت سرهای شهدا را از بدن جدا کنید که تا اهلبیت ملاحظه نمایند و دل ایشان بسوزد». پس آن کوفیان بیایمان در برابر اهلبیت خنجرها را کشیدند…
-
امام سجاد علیه السلام در هنگام غارت خیمه ها به نقل از بیاض روضه خوانی
[در هنگام غارت خیمهها] چند نفر از مخالفانِ خدانشناس داخل خیمۀ امام زینالعابدین شدند و آن حضرت را از بستر بیماری کشیدند و دستهای مبارکش را بر عقب بستند… . پس بیمار کربلا روی خود به یک طرف کرده بود و فریاد میزد که: «ای فاطمه، در کجایی که روزها مینشستی و گیسوان حسینت را…
1–2 دقیقه -
غارت گوشواره دختر امام حسین علیهما السلام به نقل از بیاض روضه خوانی
[در هنگام غارت خیمهها] چشم یک ظالمی بر فاطمه، دختر امام حسین افتاد که یک جفت گوشوارۀ مرصّع در گوش آن یتیمِ بیپدر بود. آن ظالم دست طمع را به جانب گوشوارههای آن مظلوم دراز کرد و او بند دست آن ظالم را گرفت و شروع به گریه و التماس کردن نمود. آن ولدالزنا رو…
1–2 دقیقه -
گفتگوی حضرت زینب با امام حسین علیهما السلام در شب عاشورا به نقل از بیاض روضه خوانی
سکینه میگوید که: [در شب عاشورا] گریه بر من غلبه کرد، از خوف آنکه مبادا پدرم با خبر شود، متوجۀ خیمۀ عمهام زینب خواتون شدم. چون از کثرت اشک جایی را نمیدیدم، پایم در دامن پیچیده شد، افتادم. از صدای گریۀ من، عمهام از خیمه بیرون آمد، مرا به آن حالت دید، سراسیمه احوال از…
-
معرفی کتاب معالی السبطین علیهما السلام
محمدمهدی حائری مازندرانی (۱۳۰۲-۱۳۸۵ق) از عالمان و خطیبان شیعه در کربلا است. تخصص حائری مازندرانی در خطابه بود و در عراق از روضهخوانان و منبریهای مشهور شناخته میشد. مقبرۀ او در حسینیۀ مازندرانیهای کربلا قرار دارد.
2–3 دقیقه -
حضور حضرت زینب بالای بدن حضرت علی اکبر علیهما السلام به نقل از بیاض روضه خوانی
مرویست زینب خواتون با آن مصیبت، تا در آن وقت از خیمه بیرون نیامده بود، اما چون شنید که علیاکبر را شهید کردهاند، با قد خمیده از خیمه بیرون آمد، چون چشمش بر بدن پارهپارۀ علیاکبر افتاد، او را در آغوش کشید و از هوش رفت.
1–2 دقیقه -
شباهت حضرت علی اکبر علیه السلام به پیامبر صلی الله علیه و آله به نقل از بیاض روضه خوانی
[وقتی حضرت علیاکبر علیهالسلام به میدان آمد] جمعی که رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیده بودند، رو به عمرسعد میکردند که: «ای ملعون، این رسول خداست در میدان ایستاده، ما را به حرب او آوردهای»؟ عمرسعد گفت که: «این رسول خدا نیست، بلکه پسر حسین است که علیاکبر نام دارد و به…
1–2 دقیقه -
وداع حضرت علی اکبر علیه السلام به نقل از بیاض روضه خوانی
[بعد از اذن میدان حضرت علیاکبر علیهالسلام، امام حسین علیهالسلام به ایشان فرمودند:] «ای ضیاء دیدۀ من، چون ناچاری، زمانی برای وداعِ اهل حرم به خیمهها برو». پس علیاکبر به فرمودۀ پدرِ بزرگوار بهسوی خیمهها روان گردید.
1–2 دقیقه -
خبردادن بشیر به ورود اسرا به مدینه به نقل از بیاض روضه خوانی
[هنگام بازگشت اسرا به مدینه] چون بشیر داخل به شهر مدینه شد، صدا را به ناله بلند کرد و میگفت: «ای مردمِ مدینه، مگر خبر ندارید بیمار کربلا با اهلبیت بیکس، با زینب بیبرادر، با سکینۀ جگرسوخته، با عروسِ قاسمِ محنتکشیده، به حوالی شهر شما رسیدهاند»!