-
رسیدن اسرا به کربلا به نقل از الدرّ المسلوک
شیخ حرّ در کتاب درّ مسلوک میفرماید که: چون علی بن الحسین از شام مراجعت فرمود و با او بود امام محمدباقر و از عمرش در آن حال چهار سال گذشته بود، و با او بود نیز از فرزندان امام حسن، حسن بن الحسن المثنی و زید بن الحسن و عمر بن الحسن، و زنان…
-
رفتن اسرا به کربلا به نقل از تذکرة الشهداء
بدان که چون یزیدِ پلید، بودن اهلبیتِ امامِ سعید را در شام موجب اختلال نظام و شورش قاطبۀ انام دانست، به روایتی نعمان بن بشیر را همراه آنها نمود با جمعی از سواران تا آنها را به هرکجا خواهند ببرند و کمال مواظبت در خدمات آنها بنمایند.
-
خروج اسرا از شام به نقل از تذکرة الشهداء
پس به روایتی روز هشتم ورودشان به شام بود که [یزید] محملهای ملوکانه برای آنها مهیا کرد، «وَ فَرَّشَهَا بِفَرْشِ دَبِیقِیّ و الإبرِیسم؛ [آن محملها را با پارچۀ دَبِیقی و ابریشم فرش کرد]»، و شترها برای آنها حاضر نمود.
-
بیداری مردم شام به نقل از تذکرة الشهداء
[هنگامی که اسرا در شام اسیر بودند] و بالجمله یزید روزبهروز بر نوازش و اکرام و احترام اهلبیت میافزود، و علی بن الحسین را در هنگام تغذّی و تعشّی [= غذا و شام خوردن] بر سر خَوان [= سفرۀ غذا] خود حاضر میکرد و احترام بسیار از آن بزرگوار میگرفت شاید که تلافی عملش شود…
1–2 دقیقه -
مصیبت شام از زبان امام سجاد علیه السلام به نقل از تذکرة الشهداء
و در حدیثی است که امام زینالعابدین به نعمان بن منذر مداینی فرمود که: «ای نعمان، ندیدم مصیبتی را که شدیدتر باشد از آن زمانی که ما را وارد به شهر شام نمودند». عرض کردم: «آن مصیبت چگونه بود»؟
-
ورود اسرا به شهر کوفه به نقل از تذکرة الشهداء
و بالجمله مشهور آن است که در شب دوازدهم محرم اسرای آل محمد را در خارج کوفه نگاه داشتند. و در بعضی کتب است که حامل سرِ امام خولی بود و در یک فرسخی کوفه منزلی داشت و او را در آنجا زنی بود از دوستان اهلبیت و آن ملعون آن سر را در تنوری…
-
دفن، غسل و نماز شهدای کربلا به نقل از تذکرة الشهداء
و بالجمله بعد از سه روز یا ده روز یا دوازده روز یا هفت روز قومی از جن آمدند و بر آن بدنهای پارهپاره نماز کردند و آنها را به همان حالت که بودند دفن نمودند. ولکن به روایات مشهوره آن است
1–2 دقیقه -
اسب دواندن بر بدن امام حسین علیه السلام به نقل از تذکرة الشهداء
و در بعضی کتب از فاطمه بنت الحسین روایت کرده که فرمود: «ما به درد اسیری و برهنگی مبتلا بودیم که ناگاه شنیدیم منادی عمر سعد به لشکر ندا میکند که: «بیایید و بدن حسین را پایمال سمّ ستوران نمایید».
1–2 دقیقه -
جریان شیر فضه به نقل از تذکرة الشهداء
و در بعضی کتب است که در عهد خلافت عمر بن الخطاب روزی در مسجد علی بن ابیطالب در نزد او نشسته بود که ناگاه شیر قویهیکلی با بچۀ خود و گرگی ماده وارد شده. شیر، خدا را تعظیم نمودند و سخنی چند در میان آن شیر و امیر گفتوشنود شد که جمیع حاضران شنیدند،…
1–2 دقیقه -
حضور حضرت زینب علیها السلام در قتلگاه به نقل از تذکرة الشهداء
و به روایتی آن است که چون حضرت زینب به قتلگاه آمد، برادر را نشناخت؛ چه نه سری در بدن داشت و نه لباسی در بر و تنش غرقهبهخون بود. حیران و سرگردان بایستاد که ناگاه از حلقوم بریده صدایی برآمد که: «ای زینب، اگر مرا میجویی در اینجا بیا»!
1–2 دقیقه