-
رفتن کاروان اسرا به کربلا به نقل از بیاض روضه خوانی
[در مسیر برگشت اسرا از شام] بر سر راهی رسیدند، زینب خواتون پرسید که: «این راه هر یک به کجا میرود»؟ همراهان گفتند که: «این راه به کربلا میرود و آن راه به مدینه میباشد». پس زینب خواتون فضۀ خادمه را طلبید و دستبنده مرواریدی که از دست ظالمان بدر برده بود، در دست داشت،…
-
حزن شمر از وداع امام حسین علیه السلام به نقل از بیاض روضه خوانی
[در مجلس یزید، یزید] گفت: «ای شمر، آیا هیچ دلت به حال حسین سوخت»؟ شمر گفت: «بلی در چندجا دلم به حالت او سوخت. اول در وقتی که برادران و اقربای او را سر بریدند و او تنها ماند، دیدم که حسین از خیمهها بیرون آمد، ناگاه هم زنان و دختران از خیمهها در عقب…
-
محبت امام حسن به حضرت قاسم و گریه کنندگان بر امام حسین علیهم السلام به نقل از بیاض روضه خوانی
متن کتاب [در روزهای آخر عمر امام حسن علیهالسلام] زینب خاتون میگوید که: برادرم یکانیکان را در کنار میگرفت و میبوسید و وداع میکرد، تا نوبت به قاسم رسید. دیدم برادرم قاسم را در آغوش کشید و روبهرویش نهاد و آه کشید و او را از همهکس بیشتر میبوسید و گریه میکرد. من گفتم: «ای…
-
سر شریف امام حسین علیه السلام در مجلس یزید به نقل از بیاض روضه خوانی
مرویست که در حین بردن سرها [به مجلس یزید]، سر مبارک امام حسین مکرر میفرمود: «لا حول و لا قوّة إلّا بالله العليّ العظيم».
1–2 دقیقه -
بیان جریان واقعه کربلا توسط شمر نزد مختار به نقل از بیاض روضه خوانی
… [بعد از دستگیری شمر توسط یاران مختار] چون چشم مختار به شمر غدّار افتاد، مقدمۀ کربلا را به خاطر آورده، شروع به گریه کرد؛ چنانکه از صدای گریۀ او فغان واحسینا از لشکر اسلام بلند شد. پس مختار گفت: «ای شمر، ای ظالمِ بیمروّت، سؤال میکنم راست بگو، آنچه بر سر امام حسین و…
-
صحبت امام سجاد علیه السلام با قصاب به نقل از بیاض روضه خوانی
در حدیث وارد شده است که یک روزی جناب امام زینالعابدین علیهالسلام بعد از شهادت پدر بزرگوارش، در کوچههای مدینه گذارش افتاد. ناگاه چشم آن حضرت به قصابی افتاد که دست و پای گوسفندی را بسته بود و اراده داشت که آن گوسفند را ذبح کند. آن جناب به آواز ضعیف فریاد برآورد که: «ای…
1–2 دقیقه -
حضور حضرت زهرا علیها السلام در مجلس عزای امام حسین علیه السلام به نقل از بیاض روضه خوانی
… [امام سجاد علیهالسلام فرمودند]: به هرجا میشود ذکر حسین راست، جناب مادرش زهرا در آنجاست… .
1–2 دقیقه -
سر شهدا در مجلس یزید به نقل از بیاض روضه خوانی
وارد شده است که چون اهلبیت را برابر آن ولدالزنا [یزید] نگاه داشتند، آن ظالم روسیاه از راه تکبر و عنادی که داشت، یک ساعت به جناب اهلبیت نگاه نکرد، بعد از آنکه چشم آن ظالم بر اهلبیت افتاد، حکم کرد که تا سرهای شهدا را داخل مجلس نمودند. آنگاه آن ملعون متوجه بهجانب سرها…
1–2 دقیقه -
صدقه اهل کوفه به کاروان اسرا به نقل از بیاض روضه خوانی
[هنگام ورود اسرا به کوفه] اهل کوفه خرما و نان و جُوز [=گردو] به اطفال ایشان میدادند. امکلثوم فرمود که: «اهل کوفه، تصدّق به اهلبیت رسول خدا حرام است و آنها را از دست کوفیان میگرفت و به دور میانداخت». راوی گوید که: چون امکلثوم آنها را میگرفت و میانداخت، سکینه میگفت که: «ای عمه،…
1–2 دقیقه -
عبور کاروان اسرا از کنار قتلگاه به نقل از بیاض روضه خوانی
[عمربنسعد دستور داد] که اهلبیت را از راه قتلگاه بگذرانند و ایشان را در کنار قتلگاه آوردند و ابنسعد ملعون فریاد برآورد که: «ای جماعت، اکنون در برابر اهلبیت سرهای شهدا را از بدن جدا کنید که تا اهلبیت ملاحظه نمایند و دل ایشان بسوزد». پس آن کوفیان بیایمان در برابر اهلبیت خنجرها را کشیدند…